برای بعضی از والدین، شروع سال تحصیلی با جملهای تکراری همراه است: «من مدرسه نمیرم!» گاهی کودک فقط صبحها بهانه میگیرد و بعد از رسیدن به مدرسه آرام میشود، اما در بعضی موارد، بیمیلی به مدرسه با گریه، دلدرد، حالت تهوع، اضطراب یا حتی امتناع کامل از رفتن همراه است. این رفتار همیشه به معنی لجبازی یا تنبلی کودک نیست و میتواند نشانهای از یک مشکل عاطفی، اجتماعی یا تحصیلی باشد.
چرا کودک مدرسه دوست ندارد؟
ممکن است کودک به دلایل مختلفی مدرسه را دوست نداشته باشد.
ترس از جدایی از والدین
یکی از دلایل رایج، بهویژه در سالهای ابتدایی مدرسه، اضطراب جدایی است. کودک در خانه احساس امنیت بیشتری دارد و از اینکه چند ساعت از والدین دور بماند، احساس نگرانی میکند. بعضی کودکان مدام درباره اتفاقاتی که ممکن است برای پدر یا مادر در زمان مدرسه بیفتد سؤال میکنند یا هنگام جدا شدن گریه شدیدی دارند. در این شرایط، کودک مدرسه دوست ندارد چون دوری از والدین برایش اضطرابآور است.
تجربه ناخوشایند در مدرسه
گاهی دلیل نرفتن کودک به مدرسه، اتفاقی است که در محیط مدرسه رخ داده است. دعوا با همکلاسی، تمسخر شدن، زورگویی، تنبیه یا حتی احساس نادیده گرفته شدن از سوی معلم باعث میشود کودک مدرسه را با یک تجربه ناخوشایند مرتبط بداند. اصرار مداوم برای رفتن به مدرسه بدون پیدا کردن علت اصلی، اضطراب کودک را بیشتر میکند و باعث میشود کودک رفتارهای شدیدتری نشان دهد.
مشکل در برقراری ارتباط با همسالان
برخی کودکان در پیدا کردن دوست یا وارد شدن به گروههای دوستانه مشکل دارند. ممکن است کودک در مدرسه احساس تنهایی کند، نداند چگونه با دیگران ارتباط برقرار نماید یا تصور کند هیچکس او را دوست ندارد. حتی اگر از نظر والدین این مشکل کوچک به نظر برسد، برای کودک تجربهای جدی و آزاردهنده است. گاهی کودک مدرسه را دوست ندارد زیرا در زنگ تفریح یا فعالیتهای گروهی احساس طردشدگی میکند.
فشار و مشکلات تحصیلی
گاهی کودک از خود مدرسه متنفر نیست؛ بلکه از تجربهای که در آن دارد فرار میکند. دشواری در یادگیری، ترس از امتحان، نگرانی از اشتباه کردن، مقایسه شدن با دیگران یا احساس ناتوانی در انجام تکالیف باعث میشود کودک ترجیح دهد اصلاً به مدرسه نرود.
کمالگرایی مخفی نیز در برخی کودکان نقش مهمی دارد. کودکی که تصور میکند باید همیشه بهترین نمره را بگیرد، ممکن است از اشتباه کردن آنقدر بترسد که مدرسه برایش به محیطی اضطرابآور تبدیل شود. در این حالت، کودک حضور در کلاس را با ترس از شکست و قضاوت شدن مرتبط میداند.
تغییرات مهم در زندگی کودک
تغییر مدرسه، جابهجایی خانه، تولد فرزند جدید، تغییر معلم یا حتی تغییر شرایط خانوادگی میتواند احساس امنیت کودک را تحت تأثیر قرار دهد. بعضی کودکان نمیتوانند احساس خود را بهدرستی توضیح دهند و ناراحتی خود را با مقاومت در برابر مدرسه نشان میدهند.
با بچهای که به مدرسه نمیرود چه باید کرد؟
اولین قدم، پیدا کردن علت رفتار کودک است. بهتر است والد به جای پرسیدن مکرر «چرا مدرسه نمیری؟»، در زمانی آرام با او صحبت کند. سؤالهایی مانند «کدام قسمت مدرسه برایت سختتر است؟»، «اگر قرار باشد یک چیز را در مدرسه تغییر بدهی، چه چیزی را تغییر میدهی؟» یا «چه اتفاقی باعث میشود صبحها نگران شوی؟» میتوانند گفتوگو را آسانتر کنند.
همچنین نباید احساس کودک کوچک شمرده شود. با گفتن جملههایی مانند «چیزی نیست، همه بچهها مدرسه میرن» کودک تصور میکند کسی احساس او را درک نمیکند. بهتر است در ابتدا احساس او پذیرفته شود.
هماهنگی با معلم و مسئولان مدرسه نیز اهمیت دارد. اگر مشکل به روابط اجتماعی، رفتار همکلاسیها یا شرایط کلاس مربوط باشد، همکاری والدین و مدرسه میتواند به ایجاد تغییر کمک کند.
چه زمانی مراجعه به روانشناس کودک ضروری است؟
اگر بیمیلی به مدرسه برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، هر روز گریه و اضطراب شدید رخ دهد یا کودک به دلیل مدرسه دچار علائم جسمانی مکرر شود، مسئله نیازمند بررسی دقیقتر است. همچنین افت تحصیلی، انزوا، اختلال خواب، تغییرات قابلتوجه در رفتار یا ترس شدید از مدرسه نشانههایی هستند که نیاز به ارزیابی تخصصی را مطرح میکنند.
در چنین شرایطی، روانشناس کودک با بررسی شرایط عاطفی، خانوادگی، تحصیلی و اجتماعی کودک مشخص میکند که مقاومت او در برابر مدرسه از کجا ناشی میشود. گاهی رواندرمانی کودک، آموزش والدین یا همکاری با مدرسه کافی است و در برخی موارد به حمایت روانشناختی تخصصیتری نیاز است.
ثبت درخواست مشاوره در کلینیک خانواده امن نقطه شروع مناسبی برای والدینی است که هنوز نمیدانند رفتار کودک طبیعی است یا نیاز به بررسی بیشتری دارد. در مرکز مشاوره و روانشناسی خانواده امن، ارزیابی اولیه میتواند به شناخت بهتر مسئله و انتخاب مسیر مناسب برای ادامه کمک کند.
جمعبندی
زمانی که کودک مدرسه دوست ندارد به معنی لجبازی، تنبلی یا بیعلاقگی کودک به درس نیست. ممکن است پشت این رفتار اضطراب جدایی، مشکل با همکلاسیها، فشار تحصیلی، ترس از شکست یا یک تجربه ناخوشایند در مدرسه وجود داشته باشد. شناخت علت اصلی، به جای مجبور کردن کودک یا سرزنش او، اولین قدم برای حل مسئله است. اگر این مشکل ادامهدار شده یا زندگی روزمره و عملکرد کودک را تحت تأثیر قرار داده است، یک ارزیابی روانشناختی به والدین کمک میکند قبل از جدیتر شدن مشکل، مسیر مناسبی برای حمایت از کودک پیدا کنند.